واژه هایم بی رنگ مانده اند.
وکسی میان واژه واژه شعر من
زندانی است...
و منتظر تلنگری است برای رهایی.
غافل از اینکه
همه در شب خوابند .
در شب همه رویا میبینند ولی
سهم او از خواب کابوس است.
همه خوابند
خیلی وقت است
سالیا سال است.
او هنوز راه رهایی را می بیند.
ولی کاش می دانست :
سلطان شب رهایی را دزدیده از این مردم
ولی کاش می دانست:
رویای رهایی در خواب خوشتر است تا
در بیداری...
